دیدی همه چی خوبه خوبه بعد یهو بد میشه؟ داشتم به شفق میگفتم یال مزخرفیه شفق گفت هیچی نگو بعدش بگا میریم خب چرا نمیشه ی روز بدون بگایی زندگی کرد؟خلاصه مطلب اینکه قلبم بشدت درد میکنه خیلی اشوبم حالم خوب بود شاید خبر فوت بابای پاری چهره زحمت کشیده اون مرد که میاد تو ذهنم حالمو بدتر میکنه حقیقتا دلم میخواست یجای ساکت باشم مثلا پشت بوم خونه همینطور که دارم ساختمونا رو نگاه میکنم سیگار میکشیدم(حالا انگار من همش نخ به نخ میکشم!
برچسب:
نویسنده: آیلین خلیلی
تاريخ: دوشنبه
8 مرداد
1403 ساعت: 1:19